پیرمردی کنار خیابون کتاب های دسته دوم رو بساط کرده بود. جلد قرمز کتاب خودآموز دیکتاتورها نوشته رندال وود و کارمینه دولوکا نظرم رو جلب کرد. توصیه میکنم این کتاب رو از دست ندید. شاید روزی تو هم توانستی یک دیکتاتور بشی. مقدمه جذاب نویسندگان:
دوست داری دیکتاتور بشوی؟ چرا که نه؟ کارت هایت را درست بازی کن و صاحب بهترین شغل روی زمین شو. کمی درباره اش فکر کن: آیا چیزی دوست داشتنی تر از قدرت عنان گسیخته، فرصت های اقتصادی نامحدود و لذت سرکوب مخالفانت سراغ داری؟ چه صبحب خوشبوتر و فرحناک تر از صبح روزی که می دانی همه دشمنانت را خوار و ذلیل و زمینگیر کرده ای یا به درک فرستاده ای و ثروت کشورت در اختیار شخص توست؟ و چه هدفی ارضا کننده تر از اینکه تو تنها رشته پیوند حکومت، اقتصاد و جامعه در کشورت هستی و همه چیز زیر نظر توست. تنها تصمیم گیرنده ای و حرف، حرف توست و تا میل مبارکت نباشد هیچ کاری انجام نمی شود؟ شاید هم از تیپ آدم های خانواده دوست باشی؟ در این صورت خیال داری پس از رسیدن به پیری و کهولت زمام رهبری کشورت را به دست پسر یا دخترت بسپاری تا آنها راهت را ادامه دهند. ثروت خانوادگی را حفظ کنند و دستاوردهای سیاسی ات را ادامه دهند.
سرانجام بگذار رو راست باشیم: آیا این حس خوبی نیست که مردم کشورت تو را خدا گونه بپرستند و احترام کنند؟ البته که هست!
سید حامد واحدی
17 دي 1404